الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
96
كتاب النكاح ( فارسى )
از اين موارد كه مانع زوجيّت است ، منصرف است . 3 - دليل نفى ضرر : عمل به اين عقد ضررى است ، مگر اين كه اختيار داشته باشد كه فسخ كند . ادلّهء عسر و حرج هم همين را مىگويد . 4 - روايات : رواياتى داريم كه گفته شده است اين روايات دلالت بر مطلوب دارد . بعضى گفتهاند اين روايات عمده دليل است و كأنّ دلايل ديگر را كافى ندانستهاند . رواياتى هم از حلبى داشتيم كه احتمال داشت يك روايت باشد : * . . . عن الحلبى عن أبى عبد اللَّه عليه السلام إنّه قال : فى الرجل يتزوّج إلى قوم فإذا امرأته عوراء ( سؤال از عيب زن است ) و لم يبيّنوا له قال : لا تردّ و قال : إنّما يردّ النكاح من البرص و الجذام و الجنون و العفل الحديث . « 1 » از نظر سند : روايت اسناد متعدّدى دارد كه بعضى صحيح است . از نظر دلالت : بعضى معتقدند كه نكاح عام است و « يردّ » ، رجل را شامل مىشود يعنى به اطلاق روايت تمسّك كردهاند . * . . . قال : سئل أبو ابراهيم عليه السلام عن امرأة يكون لها زوج قد أصيب فى عقله بعد ما تزوّجها ( پس در جنون ابتدايى قبل از عقد به طريق اولى قابل فسخ است ) أو عرض له جنون قال : لها أن تنزع نفسها منه إن شاءت . « 2 » اين روايت دلالتش خوب و سندش ضعيف است ، ولى مجموع من حيث المجموع روايات خوب است علاوه بر اين كه عمل مشهور را هم دارد ؛ پس علاوه بر ادلّهء سابق روايات هم به عنوان دليل قابل استدلال است . 76 القول فى العيوب ( جنون ) . . . . . 18 / 12 / 82 جنون لاحق زوج : گاهى زوج در هنگام عقد داراى عقل و شعور كافى است ولى بعد از عقد بر اثر عللى گرفتار جنون مىشود . آيا جنون لاحق هم باعث فسخ مىشود ؟ مشهور و معروف اين است كه جنون لاحق هم باعث فسخ است و صاحب جواهر ادّعاى اجماع مىكند منتها جمعى از بزرگان قدما مثل مرحوم صدوق ، مفيد ، شيخ طوسى ، ابن زهره ، ابن برّاج ، ابن ادريس شيخ و بعضى از كتبش به آن قيد زده و گفتهاند كه جنونى موجب فسخ است كه لا يعقل معه اوقات الصلاة و حتّى صاحب رياض نسبت به اكثر مىدهد . مسأله به قدرى پيچيده است كه مرحوم محقّق در شرايع مىفرمايد : و هو فى موضع التردد . « 3 » ادلّهء جواز فسخ در جنون لاحق زوج : امّا دليل اين كه جنون لاحق هم موجب خيار فسخ است همان ادلّهء سابق است ، يعنى به ادلّهء لا ضرر و ادلّهء نفى عسر و حرج در اينجا نيز مىتوان استدلال كرد و بعضى از روايات هم مطلق بود كه مىفرمود « يرد النكاح من الجنون » و روايات مقيّد هم داشتيم ( روايت على بن ابى حمزه ) كه در مورد جنون لاحق بود و ما جنون سابق را با قياس اولويّت از آن استفاده كرديم : . . . قد أصيب فى عقله بعد ما تزوّجها أو عرض له جنون ، قال : لها أن تنزع نفسها منه إن شاءت . « 4 » پس اصل اين كه جنون لاحق موجب فسخ است محلّ اشكال نيست بلكه كلام در اين است كه آيا مقيّد به قيدى هست يا نه ؟ جماعتى از بزرگان قدما ، جنون را به لا يعقل معه اوقات الصلاة يعنى جنونش عميق است ، و تكليف نماز از او ساقط است ، مقيّد كردهاند . اين قيد از كجا آمده و دليل آن چيست ؟ به چند دليل تمسّك شده است : 1 - اصل : اصل اين است كه اگر كمتر از اين قيد باشد لزوم جارى مىشود ( اصالة اللزوم ) و فسخ جايز نيست . 2 - روايت مرسلهء صدوق : دليل عمدهء اين مسأله ، روايت مرسلهاى است كه مرحوم صدوق در كتاب من لا يحضر نقل كرده و مرحوم صاحب وسائل هم اين حديث را نقل مىكند . * محمد بن على بن الحسين ( صدوق ) قال : روى ( راوى كيست ؟ ) إنّه إن بلغ بالجنون مبلغاً لا يعرف أوقات الصلاة فُرّق بينهما ( از اين كلمه استفاده مىشود كه جنون بعداً عارض شده است ) فإنْ عرف أوقات الصلاة فلتصبر المرأة معه فقد بُليت . « 5 »
--> ( 1 ) ح 6 ، باب 1 از ابواب عيوب . ( 2 ) ح 1 ، باب 12 از ابواب عيوب . ( 3 ) جواهر ج 30 ، ص 322 ( 4 ) ح 1 ، باب 12 از ابواب عيوب . ( 5 ) ح 3 ، باب 12 از ابواب عيوب .